...و باز عشق وعشق وعشق .

                     


 

راستی عشق چیست؟

 

کلمه ای که تنها سه حرف اما یک دنیا معنا دارد؟

چیزی که در اعماق وجود انسان پنهان است و وقتی اشکار میشود می سوزاندوردش را برای ابد در دل ادمی میگذارد؟

چیزی که همه حسرتش را می خورند وهر کسی د ربیکرانه های زندگی به امید یافتن آن به هر شاخ وبرگی چنگ میزند، بلکه روزی دروازه های قلبش بروی همان باز شود ؛شاید عشق بتواند دلش را خالی از ناامیدیها وغصه ها کند؟

آری... راستی عشق چیست؟ازچه جنسی است؟...امید است یا ناامیدی؟...ساحلی است آرام یا دریایی  است  توفانی ؟...آتش است یا آرامش؟...غصه است یا شادی؟...می سوزاند یا خاکستر میکند؟ .... 

  عشق چیست ...که همه بعد از خدا ستا یشش می کنند؟........ 

 عشق....شاید چشمانی نگران باشد-یا لبخندی زیبا-یا معصومیتی بی انتها...

اما هر چه هست ، همینقدر میدانم که جای در دل دارد

-عشق جنسیت ندارد.طبقه ونژاد نمیشناسد...

عشق را نباید جست ،دنبالش نباید دوید ودر اطراف نباید کاوید، چون عشق خودش  به سراغ آدم می اید...

عشقی که خود در قلبت می کاری عشق نیست .

عشقی که اشک به چشمانت می آورد  وقلبت را سوراخ میکند عشق نیست ...

عشقی که برا ی غصب خانه دلت ، انرا به درد آورد عشق نیست.

تورا وادار کند که در دل به حا ل خود بگریی ....به اندیشه های که داشتی... وبه آرزوهاییکه داغ انها را بردل  خود گذاری،عشق نیست . 

 عشق واقعی پنهان در پشت نقاب این یکی است.

عشق واقعی آنقدر انکار ناپذیر است که باورش نداری- به هزاران بهانه ردش میکنی – ازآن فرار میکنی و سعی درگریز از آن داری، چون این یکی ویا این یکیها را ،عادتاًچون پرده ای برروی آن کشیده ای،در قلبت جا داده ای وبا قلبت بزرگش کرده ای.

برای اینکه از دست آن فرار کنی قلبت را بر میداری ومیروی.

شاید هم شهر و دیارت را ترک کنی وبروی تا قله کوه قاف !

شاید هم از خود میگریزی چون به خود به عشق خود وبه حقیقت خود شک داری...اما....اما...همیشه احساس غریب دیگری به دلت نهیب  میزند.

از زوایای پنهان قلبت با سماجت زمزمه  آهسته ای سرمیدهد که روحت را می نوازد.

تصویرش از پشت آیینه این یکی ، محجوبانه به تو لبخندمیزند،بوی عطرش را استشمام میکنی ودر سکوت

فریادش را می شنوی.

باز هم میخواهی انکارش کنی –باز با بی اعتنایی از همان قله کوه به اطراف می نگری تا آنرا ندیده بگیری-با صدایبلند آواز می خوانی تا صدایش به گوش ات نرسد.

میرقصی وپایکوبی میکنی تا وجودش را احساس نکنی ...

حتی می گریی،اشک میریزی و غصه میخوری-خودت راغمگین وتنها  میدانی بلکه خودت را بفریبی و فراموشش کنی، هیچش بینگاری وبگویی: نه !اشتباه میکنم!امکانندارد!دروغ است !رویا و فریب است !...اما نه!...

نمی توانی .

بالاخره در مقابل آن دیگری مقاومتت در هم می شکند واحساس ضعف کرده تسلیم میشوی.

این بار ،دیگر تو اسیرش  شده ای وچه اسارت دل انگیزی! ...

باقی تصاویر خود بخود مچاله شده از قلبت فرو میریزندوعشق واقعی بالاخره چهره زیبای خودرا از پشت 

نقابهای دروغین نمایان میکند .

بقیه تصویرها را به کناری زده و چون کوکب رخشان،

چون ماه تابان وچون آفتاب سوزان ،در آسمان تاریک

قلبت طلوع کرده  سوسوی باقی ستارگان را بی فروغ

میکند.

دیگر نمی توانی به خود دروغ بگویی وبالاخره...

لحظه زیبای عشق میرسد.

بی اختیار،آرام و در سکوت ،می نشینی به تماشای غروبآفتاب –گوش فرا میدهی به صدای آب –به ترنم پرنده وبه صدای بال پروانه .

می نگری به آبی آسمان وسبز جنگل ...وبالاخره...قدممیزنی به درون خودت –میروی توی قلبت وته دل ات ...جاییکه  عشق تورا می خواند.

آه که چه زیباست وچه عظمتی دارد! طوریکه دیگریها برایت چون قطره ای می شوند در برابر اقیانوس، کوچکمی شوند به اندازه ذره ای در مقابل  بی نهایت.

چقدر پاک و مقدس است که حتی نمی خواهی نگاهش کنی

شاید که با نگاهت آنرا بیالایی...

می خواهی انرا برای خودت وفقط خودت...

تمام وجودت را بوی عطر سکرآورش گرفته و مستوجودش  شده ای –فقط تو و فقط تو وتو ...

چشمانت را می بندی  وپر پرواز پیدا میکنی.

از همانجا ،از قله های مرتفعی که به آنها گریخته بودی ،پروازکنان به سمت ندای قلبت بال میگشایی.

چشمانت را می بندی و خودت را می سپاری بدست احساسی نا شناخته  و اسرار انگیز که چون آهنربایی

تورا به خود جذب میکند ومی پری؛

اوج می گیری وبدون بال زدن در آسمان شناور می شوی

...تا مقصد!...

بالاخره فرود می آیی وچون بلمی ،خودت را به دست

امواج دریای بیکرانش میسپاری و قلبت را با هر موجش

تاب میدهی...

چشمانت را باز میکنی وخود را در مقابل اومییابی...

اویی که دنیا به اندازه اش کوچک است و،او بزرگ به

اندازه دنیا.

اویی که لبخند بر لب آغوشش را بر تو گشوده است که

تنها قدمی برداری و تو نیز در آغوشش کشی.

آری ...قلبت به تو دروغ نگفته ،چرا که جایی نیز در

پشت ذهنت به خاطر سپرده بودی که عشق معجزه

می کند./

 

 

                                          


/ 1 نظر / 7 بازدید
جدیدترین های نیوشا ضیغمی

سلام دوست عزيز وبلاگ قشنگي داريداگه باتبادل لينک موافق هستيدماروبه اسم وبلاگمون لينک کنيدوبعدبهمون خبربديدباچه اسمي لينکتون کنيم [قلب][بوسه][قلب]