یک ماجرای عجیب

  یک ماجرای عجیب

مرد همراه با دوستش وارد رستورانی در استرالیا شد و غذای مورد علاقه اش

را سفارش داد . او لباسی اسپرت بر تن داشت وبا دوستش مشغول خنده وگفت وگو

بود . گارسون چند باری طرف میز او رفت تا پذیرایی را کامل کند . 

بالاخره   غذا خوردن آنها به پایان رسید ومرد  صورت حساب را  با پول نقد

پرداخت کرد .دقایقی بعد از رفتن آنها گارسون برای تمیز کردن میز به طرف آن

رفت .کیف سیاه مرد جا مانده بود .

   گارسون کیف را برداشت و نزد مدیر رستوران برد . مدیر با دیدن  آن  کیف

گفت :«آن را در گوشه ای بگذار .قطعاً مرد برای بردنش می آید .» اما وقتی شب  

  شد و مدیر تصمیم به بستن رستوران داشت ، متوجه شد که کیف هنوز آنجاست . 

مدیر به سمت کیف رفت و از اینکه صاحبش متوجه  گم شدن آن نشده متعجب 

    شد . در کیف را باز کرد و بر جا میخکوب شد .درون کیف پر از بسته های  

اسکناس بود .

  مدیر بلافاصله با ادارهء پلیس تماس گرفت . ساعتی بعد معلوم شد کیف حاوی

یک میلیون دلار پول نقد است . هیچ گزارشی مبنی بر سرقت از بانک یا جای

دیگر به این مقدار به پلیس اعلام نشده بود .بنا براین  آن پول نمیتوانست دزدی

باشد . مأمورین برای یافتن صاحب کیف اعلامیه ای منتشر کردند وصاحب

رستوران هم چند آگهی به در و دیوار رستوران  چسباند .اما صاحب کیف هرگز

برنگشت !

/ 2 نظر / 13 بازدید
سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم

سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم